ترجمه "decommission" به فارسی
(کشتی را) از خدمت خارج کردن, از بهره گیری انداختن, از نمایندگی انداختن بهترین ترجمه های "decommission" به فارسی هستند.
decommission
verb
دستور زبان
To take out of service or to render unusable. [..]
-
(کشتی را) از خدمت خارج کردن
-
از بهره گیری انداختن
-
از نمایندگی انداختن
-
حق نمایندگی (کسی را) لغو کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " decommission " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "decommission"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن