ترجمه "desperate" به فارسی

ناامید, نومید, نومیدانه بهترین ترجمه های "desperate" به فارسی هستند.

desperate adjective noun دستور زبان

Being filled with, or in a state of despair; hopeless. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناامید

    Now, the eyes which had been fearful and desperate were hard.

    آن نگاه ترسان و ناامید دیگر وجود نداشت.

  • نومید

    He was near enough to the door to feel the night air, when desperation seized him.

    وقتی خود را کنار دریافت و هوای سرد شبانگاهی را احساس کرد، به کلی نومید شد.

  • نومیدانه

    Daisy looked desperately from one to the other.

    دی زی نومیدانه نگاهی به یکی و بعد به دیگری انداخت.

  • ترجمه های کمتر

    • شدید
    • خطرناک
    • مستاصل
    • مبرم
    • وخیم
    • مایوس
    • مذبوحانه
    • حاد
    • نومیدگر
    • ترسناک
    • هلاک
    • از جان گذشته
    • از روی استیصال
    • از روی درماندگی
    • از روی ناچاری
    • از روی ناگزیری
    • بی تاب
    • بی طاقت
    • تشنه ی چیزی
    • دست از جان شسته
    • شدیدا نیازمند یا متمایل
    • نا امیدوار
    • نومیده کننده
    • یاس آور
    • یاس انگیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " desperate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Desperate
+ اضافه کردن

"Desperate" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Desperate در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "desperate" با ترجمه به فارسی

  • حالتی که بیرون ازامیدباشد · دست ازجان شستگی · نومیدی
  • از جان گذشته
  • این همه · بینهایت · در به در · سخت · چنانکه امیدی برای ان باقی نباشد
  • از جان گذشتگی · استیصال · بی پروایی (در اثر یاس) · حدت · درماندگی · شدت · قبول خطر · ناچاری · ناگزیزی · نومیدی · وخامت · یاس
  • همسران ناامید
اضافه کردن

ترجمه های "desperate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه