ترجمه "desperately" به فارسی

سخت, بینهایت, این همه بهترین ترجمه های "desperately" به فارسی هستند.

desperately adverb دستور زبان

In a desperate manner; without regard to danger or safety; recklessly. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سخت

    adjective

    Even so, however, she knew what was decent, and clung to her traditions with desperation.

    حتی با این وصف، شیوههای شایسته را فراموش نمیکرد و سخت به سنتهای خود چسبیده بود.

  • بینهایت

    It would be so easy, so desperately easy.

    خیلی آسان بود، بینهایت آسان.

  • این همه

  • ترجمه های کمتر

    • در به در
    • چنانکه امیدی برای ان باقی نباشد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " desperately " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "desperately" با ترجمه به فارسی

  • حالتی که بیرون ازامیدباشد · دست ازجان شستگی · نومیدی
  • از جان گذشته
  • از جان گذشته · از روی استیصال · از روی درماندگی · از روی ناچاری · از روی ناگزیری · بی تاب · بی طاقت · ترسناک · تشنه ی چیزی · حاد · خطرناک · دست از جان شسته · شدید · شدیدا نیازمند یا متمایل · مایوس · مبرم · مذبوحانه · مستاصل · نا امیدوار · ناامید · نومید · نومیدانه · نومیده کننده · نومیدگر · هلاک · وخیم · یاس آور · یاس انگیز
  • از جان گذشتگی · استیصال · بی پروایی (در اثر یاس) · حدت · درماندگی · شدت · قبول خطر · ناچاری · ناگزیزی · نومیدی · وخامت · یاس
  • همسران ناامید
  • از جان گذشته · از روی استیصال · از روی درماندگی · از روی ناچاری · از روی ناگزیری · بی تاب · بی طاقت · ترسناک · تشنه ی چیزی · حاد · خطرناک · دست از جان شسته · شدید · شدیدا نیازمند یا متمایل · مایوس · مبرم · مذبوحانه · مستاصل · نا امیدوار · ناامید · نومید · نومیدانه · نومیده کننده · نومیدگر · هلاک · وخیم · یاس آور · یاس انگیز
  • از جان گذشته · از روی استیصال · از روی درماندگی · از روی ناچاری · از روی ناگزیری · بی تاب · بی طاقت · ترسناک · تشنه ی چیزی · حاد · خطرناک · دست از جان شسته · شدید · شدیدا نیازمند یا متمایل · مایوس · مبرم · مذبوحانه · مستاصل · نا امیدوار · ناامید · نومید · نومیدانه · نومیده کننده · نومیدگر · هلاک · وخیم · یاس آور · یاس انگیز
اضافه کردن

ترجمه های "desperately" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه