ترجمه "desperateness" به فارسی
نومیدی, حالتی که بیرون ازامیدباشد, دست ازجان شستگی بهترین ترجمه های "desperateness" به فارسی هستند.
desperateness
noun
دستور زبان
The state or quality of being desperate. [..]
-
نومیدی
Here was one of those men who command amazement in desperate circumstances.
یکی از مردانی بود که در مراحل نومیدی اختیار بهتزدگی را بدست خود دارند.
-
حالتی که بیرون ازامیدباشد
-
دست ازجان شستگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " desperateness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "desperateness" با ترجمه به فارسی
-
از جان گذشته
-
از جان گذشته · از روی استیصال · از روی درماندگی · از روی ناچاری · از روی ناگزیری · بی تاب · بی طاقت · ترسناک · تشنه ی چیزی · حاد · خطرناک · دست از جان شسته · شدید · شدیدا نیازمند یا متمایل · مایوس · مبرم · مذبوحانه · مستاصل · نا امیدوار · ناامید · نومید · نومیدانه · نومیده کننده · نومیدگر · هلاک · وخیم · یاس آور · یاس انگیز
-
این همه · بینهایت · در به در · سخت · چنانکه امیدی برای ان باقی نباشد
-
از جان گذشتگی · استیصال · بی پروایی (در اثر یاس) · حدت · درماندگی · شدت · قبول خطر · ناچاری · ناگزیزی · نومیدی · وخامت · یاس
-
همسران ناامید
-
از جان گذشته · از روی استیصال · از روی درماندگی · از روی ناچاری · از روی ناگزیری · بی تاب · بی طاقت · ترسناک · تشنه ی چیزی · حاد · خطرناک · دست از جان شسته · شدید · شدیدا نیازمند یا متمایل · مایوس · مبرم · مذبوحانه · مستاصل · نا امیدوار · ناامید · نومید · نومیدانه · نومیده کننده · نومیدگر · هلاک · وخیم · یاس آور · یاس انگیز
-
از جان گذشته · از روی استیصال · از روی درماندگی · از روی ناچاری · از روی ناگزیری · بی تاب · بی طاقت · ترسناک · تشنه ی چیزی · حاد · خطرناک · دست از جان شسته · شدید · شدیدا نیازمند یا متمایل · مایوس · مبرم · مذبوحانه · مستاصل · نا امیدوار · ناامید · نومید · نومیدانه · نومیده کننده · نومیدگر · هلاک · وخیم · یاس آور · یاس انگیز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن