ترجمه "desperation" به فارسی
نومیدی, یاس, درماندگی بهترین ترجمه های "desperation" به فارسی هستند.
desperation
noun
دستور زبان
The act of despairing or becoming desperate; a giving up of hope. [..]
-
نومیدی
nounI desperately grabbed onto some branches that were underneath the trail.
من با نومیدی شاخه هائی را که زیر راه بودند چسبیدم.
-
یاس
nounis gradually making room for blindness and desperation.
بتدریج تاریکی و یاس و ناامیدی رو برای مردم ایجاد میکند.
-
درماندگی
Harry leaned still closer to the door, desperate to hear more.
هری که با درماندگی میخواستبقیهیصحبتها را بشنود به در نزدیکتر شد.
-
ترجمه های کمتر
- استیصال
- شدت
- ناچاری
- ناگزیزی
- وخامت
- حدت
- از جان گذشتگی
- بی پروایی (در اثر یاس)
- قبول خطر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " desperation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "desperation" با ترجمه به فارسی
-
حالتی که بیرون ازامیدباشد · دست ازجان شستگی · نومیدی
-
از جان گذشته
-
از جان گذشته · از روی استیصال · از روی درماندگی · از روی ناچاری · از روی ناگزیری · بی تاب · بی طاقت · ترسناک · تشنه ی چیزی · حاد · خطرناک · دست از جان شسته · شدید · شدیدا نیازمند یا متمایل · مایوس · مبرم · مذبوحانه · مستاصل · نا امیدوار · ناامید · نومید · نومیدانه · نومیده کننده · نومیدگر · هلاک · وخیم · یاس آور · یاس انگیز
-
این همه · بینهایت · در به در · سخت · چنانکه امیدی برای ان باقی نباشد
-
همسران ناامید
-
از جان گذشته · از روی استیصال · از روی درماندگی · از روی ناچاری · از روی ناگزیری · بی تاب · بی طاقت · ترسناک · تشنه ی چیزی · حاد · خطرناک · دست از جان شسته · شدید · شدیدا نیازمند یا متمایل · مایوس · مبرم · مذبوحانه · مستاصل · نا امیدوار · ناامید · نومید · نومیدانه · نومیده کننده · نومیدگر · هلاک · وخیم · یاس آور · یاس انگیز
-
از جان گذشته · از روی استیصال · از روی درماندگی · از روی ناچاری · از روی ناگزیری · بی تاب · بی طاقت · ترسناک · تشنه ی چیزی · حاد · خطرناک · دست از جان شسته · شدید · شدیدا نیازمند یا متمایل · مایوس · مبرم · مذبوحانه · مستاصل · نا امیدوار · ناامید · نومید · نومیدانه · نومیده کننده · نومیدگر · هلاک · وخیم · یاس آور · یاس انگیز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن