ترجمه "dictatorial" به فارسی
مستبدانه, دیکتاتوری, مستبد بهترین ترجمه های "dictatorial" به فارسی هستند.
dictatorial
adjective
دستور زبان
in the manner of a dictator, usually with callous disregard for others [..]
-
مستبدانه
adjectiveand that her manners were dictatorial and insolent.
رفتارش مستبدانه و اهانتآمیز بود.
-
دیکتاتوری
the dictatorial imperialism of the revolutionary committees.
امپریالیسم دیکتاتوری کمیتههای انقلابی.
-
مستبد
-
ترجمه های کمتر
- استبدادی
- مغرور
- خودرای
- زورگو
- زورگویانه
- ستمگرانه
- قلدر
- خودکامه
- قاطع
- مطلق
- رئیس مآب
- طرفدار استبداد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dictatorial " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن