ترجمه "dictatorship" به فارسی
دیکتاتوری, استبداد, ديكتاتوري بهترین ترجمه های "dictatorship" به فارسی هستند.
dictatorship
noun
دستور زبان
A type of government where absolute sovereignty is allotted to an individual or a small clique. [..]
-
دیکتاتوری
nouna government led by a dictator [..]
Considering this, East Germany was a very modern dictatorship.
به این نکته توجه داشته باشید که آلمان شرقی دیکتاتوری مدرنی بود.
-
استبداد
nounHe was abusing Big Brother, he was denouncing the dictatorship of the Party
از ناظر کبیر بد میگفت و استبداد حزب را محکوم میکرد،
-
ديكتاتوري
-
ترجمه های کمتر
- زورگویی
- ظلم
- دموکراسی
- فدراليسم
- ناسيوناليسم
- پوپوليسم
- ستمگری
- نظامیگری
- ستم
- جور
- تام الاختیاری
- حکومت استبداد
- حکومت استبدادی
- حکومت ستمگرانه
- حکومت مطلقه
- دستگاه زورگویی
- دوران قلدری
- دوره ی استبداد
- ظلم وستم
- قدرت مطلق
- نظام دیکتاتوری
- نظامهای سیاسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dictatorship " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dictatorship" با ترجمه به فارسی
-
دیکتاتوری پرولتاریا
-
خونتا
-
(واژگان کمونیسم) خودکامگی کارگران
اضافه کردن مثال
اضافه کردن