ترجمه "dispersion" به فارسی
تفرق, پراکندگی, پاشش بهترین ترجمه های "dispersion" به فارسی هستند.
dispersion
noun
دستور زبان
The state of being dispersed; dispersedness. [..]
-
تفرق
noun -
پراکندگی
nounbecomes specialized, and disperses into innumerable detailed feats
وضع خاصی به خود میگیرد، پراکندگی در آن راه مییابد و حوادث جزیی بی شماری در آن به وقوع میپیوندند
-
پاشش
فیزیک نوری
-
ترجمه های کمتر
- افشانش
- فراپاشی
- پاشندگی
- پاشيدگي
- پخشاندن
- پراشش
- پراکندی
- پراکنش
- تجزیه
- پخش
- (شیمی)پاشیدگی
- (فیزیک و الکترونیک) پاشندگی
- (محلول) پراشدار D( -5 بزرگ) رجوع شود به Diaspora
- (نور) تجزیه
- افشانش الكتروستاتيكي
- طیف سازی
- فراپاشی تابش الکتروماگنتیک (بر معیار ویژگی به خصوصی مثل طول موج)
- گسسته – نا پیوسته – متغیر... – پراکندگی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dispersion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Dispersion
-
پراکندگی، تفرق
عباراتی شبیه به "dispersion" با ترجمه به فارسی
-
پراکندگی
-
انتشار دانه · پاشیدگی بذر
-
پاشندهها
-
انتشار · توزیع · فراپاشی · پاشش · پاشیدگی · پخش · پراکندگی · پراکنش
-
از حالت فشرده بیرون آمده · باز شده · متفرق · پراکنده
-
متفرق شدنی
-
سوسپانسيونها · پاشندگیها · پاشندگیها (محلول)
-
(از هم باز و پراکنده شدن یا کردن) پاشاندن · (به نوار هفت رنگ) بخش کردن · (نور) تجزیه کردن · از هم پاشاندن · بخشنامه صادرکردن · برطرف کردن · طیف کردن · فراپاش کردن · متفرق کردن · متفرق کردن (به ویژه در مورد ابر و مه و غیره) · ولو شدن · پاشیدن · پخش و پلا شدن · پخش کردن · پراشیدن · پراکندن · پراکنده کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن