ترجمه "dissension" به فارسی
اختلاف عقیده, نفاق, اختلاف بهترین ترجمه های "dissension" به فارسی هستند.
dissension
noun
دستور زبان
An act of expressing dissent, especially spoken. [..]
-
اختلاف عقیده
noun -
نفاق
Even Jordan's party, the quartet from East Egg, were rent asunder by dissension.
حتی همراهان جور دن، دو زوج ساکن ایست اگ، نفاق بینشان را جدایی افکنده بود.
-
اختلاف
nounI can't afford for there to be any dissension.
نميخوام که هيچ اختلاف عقيده اي بينمون باشه
-
ترجمه های کمتر
- تفرقه
- ناهمسازی
- مناقشه
- عدم توافق
- عدم موافقت
- ناهم اندیشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dissension " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن