ترجمه "distrust" به فارسی

بی اعتمادی, بیاعتمادی, بدگمانی بهترین ترجمه های "distrust" به فارسی هستند.

distrust verb noun دستور زبان

Lack of trust or confidence. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بی اعتمادی

    noun

    is partially the result of a history of distrust.

    تا حدی نتیجه بی اعتمادی تاریخی است.

  • بیاعتمادی

    emotion

    and distress and distrust at once showed on his countenance.

    و تشویش و بیاعتمادی فورا بر چهرهاش نقش بست.

  • بدگمانی

    With regard to horses, distrust was your only clew.

    درمورد خرید و فروش اسب تنها سرنخ را بدگمانی میدانست.

  • ترجمه های کمتر

    • شک
    • سوظن
    • اعتماد نداشتن
    • اعتماد نداشتن به
    • بدگمان بودن
    • بى اعتمادى
    • بی اعتماد بودن
    • سوظن داشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " distrust " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Distrust
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بی اعتمادی

    is partially the result of a history of distrust.

    تا حدی نتیجه بی اعتمادی تاریخی است.

عباراتی شبیه به "distrust" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "distrust" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه