ترجمه "encomium" به فارسی

مدح, ستایش, ثنا بهترین ترجمه های "encomium" به فارسی هستند.

encomium noun دستور زبان

Warm praise, especially a formal expression of such praise; a tribute. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مدح

    noun

    While these, and many other encomiums, were being passed on the accomplished Nancy

    در مدتی که این عبارات ستایشآمیز در مدح نانسی به زبان میآمد

  • ستایش

    noun

    This great prince received me at my landing with all possible encomiums

    همین که به خشکی فرود آمدم آن شهریار بزرگ با ستایش و درود هر چه بیشتر مرا پذیرفت

  • ثنا

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • رجز
    • ستایشگری
    • مداحی
    • مدیحه
    • تشویق
    • (شعر) مدیحه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " encomium " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "encomium" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه