ترجمه "encompass" به فارسی
شامل بودن, (در خود) گنجاندن, (دور چیزی) دایره زدن بهترین ترجمه های "encompass" به فارسی هستند.
encompass
verb
دستور زبان
(transitive) To form a circle around; to encircle. [..]
-
شامل بودن
-
(در خود) گنجاندن
-
(دور چیزی) دایره زدن
-
ترجمه های کمتر
- ترتیب دادن
- حاوی بودن
- دارا بودن
- در آغوش گرفتن
- در برداشتن
- در برگرفتن
- درک کردن
- دور (چیزی را) گرفتن
- موجب شدن
- نایل شدن
- پیراگر بودن
- پیراگیری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " encompass " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Encompass
-
در برداشتن، احاطه کردن
عباراتی شبیه به "encompass" با ترجمه به فارسی
-
احاطه · محاصره · گردگیری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن