ترجمه "expressible" به فارسی
اظهارکردنی, به بیان درامدنی, بیان کردنی بهترین ترجمه های "expressible" به فارسی هستند.
expressible
adjective
دستور زبان
Able to be expressed. [..]
-
اظهارکردنی
-
به بیان درامدنی
-
بیان کردنی
though hardly expressible theoretically.
اما با هیچ قانونمندی بیان کردنی نمینمود.
-
قابل اظهار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " expressible " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "expressible" با ترجمه به فارسی
-
حالت های چهره ای
-
عبارت شرطی
-
رابطه نمائی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن