ترجمه "externalize" به فارسی
(از صورت روحی یا فکری) به صورت جسمی درآوردن, (روان شناسی)برونی پنداشتن, برونی کردن بهترین ترجمه های "externalize" به فارسی هستند.
externalize
verb
دستور زبان
To make something external or objective [..]
-
(از صورت روحی یا فکری) به صورت جسمی درآوردن
-
(روان شناسی)برونی پنداشتن
-
برونی کردن
-
ترجمه های کمتر
- تجسم بخشیدن
- تندیس بخشی کردن
- خارجی کردن
- رجوع شود به exteriorize
- ظاهری دانستن
- موجودیت خارجی دادن به
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " externalize " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "externalize" با ترجمه به فارسی
-
از بیرون · از بیرون به درون · برون درونی · برون مرزی (در برابر: درونی internal) · برون پهنه · برونزاد · برونه · برونی · برونین · بیرونی · بین المللی · بیگانه · خارج · خارج از ذهن و مغز انسان · خارجی · رویه · سطح خارجی · سطحی · صوری · ظاهر · ظاهری · غیر اساسی · غیر اصلی · متظاهرانه · مجسم · مشهود · نما · نمایه ای
-
سرخرگ تهیگاهی خارجی
-
پیشداشته های خارجی برنامه ریزی
-
محیط خارجی
-
اظهار نظر حسابرس مستقل
-
خارجی
-
جدول برونی
-
تاثیرات خارجی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن