ترجمه "facilitative" به فارسی
آسان کننده ، سهل کننده ترجمه "facilitative" به فارسی است.
facilitative
adjective
دستور زبان
Having the effect of making easy; easing [..]
-
آسان کننده ، سهل کننده
صفت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " facilitative " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "facilitative" با ترجمه به فارسی
-
رفاه اجتماعی
-
(روانشناسی - آسان شدن فزاینده هر عمل در اثر تکرار آن) آسانکردی · آسان سازی · آسانی · بشولش · تسهیل · سهولت · کارگشایی · گره گشایی
-
تجهیز شده با
-
تجهیز
-
آسان کردن · بشولیدن · تسهیل کردن · سبک کردن · گره گشایی کردن · گشایش دادن
-
آسان کردن · بشولیدن · تسهیل کردن · سبک کردن · گره گشایی کردن · گشایش دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن