ترجمه "Facilitation" به فارسی
تجهیز, تسهیل, بشولش بهترین ترجمه های "Facilitation" به فارسی هستند.
Facilitation
-
تجهیز
which is those who finance, those who facilitate it,
شامل سرمایه گزاران، و تجهیز کنندگان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Facilitation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
facilitation
noun
دستور زبان
The act of facilitating or making easy. [..]
-
تسهیل
We were trying to facilitate understanding among people.
سعی ما تسهیل در ایجاد درک متقابل میان مردم بود.
-
بشولش
-
کارگشایی
-
ترجمه های کمتر
- سهولت
- آسانی
- (روانشناسی - آسان شدن فزاینده هر عمل در اثر تکرار آن) آسانکردی
- آسان سازی
- گره گشایی
عباراتی شبیه به "Facilitation" با ترجمه به فارسی
-
رفاه اجتماعی
-
آسان کننده ، سهل کننده
-
تجهیز شده با
-
آسان کردن · بشولیدن · تسهیل کردن · سبک کردن · گره گشایی کردن · گشایش دادن
-
آسان کردن · بشولیدن · تسهیل کردن · سبک کردن · گره گشایی کردن · گشایش دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن