ترجمه "facilitate" به فارسی

تسهیل کردن, آسان کردن, بشولیدن بهترین ترجمه های "facilitate" به فارسی هستند.

facilitate verb دستور زبان

To make easy or easier. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تسهیل کردن

    verb

    to make easy or easier

    Proud of facilitating a criminal empire?

    به تسهیل کردن یه امپراطوری جنایتکاری افتخار میکنی ؟

  • آسان کردن

    verb

    by facilitating the spread of misinformation, rumors,

    با آسان کردن انتشار اخبار دروغ و شایعات،

  • بشولیدن

  • ترجمه های کمتر

    • سبک کردن
    • گره گشایی کردن
    • گشایش دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " facilitate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "facilitate" با ترجمه به فارسی

  • رفاه اجتماعی
  • (روانشناسی - آسان شدن فزاینده هر عمل در اثر تکرار آن) آسانکردی · آسان سازی · آسانی · بشولش · تسهیل · سهولت · کارگشایی · گره گشایی
  • آسان کننده ، سهل کننده
  • تجهیز شده با
  • تجهیز
اضافه کردن

ترجمه های "facilitate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه