ترجمه "facies" به فارسی

رخساره, صورت, نما بهترین ترجمه های "facies" به فارسی هستند.

facies noun دستور زبان

(plurale tantum) Appearance. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رخساره

    body of rock with specified characteristics, smallest unit in geology

  • صورت

    noun
  • نما

  • ترجمه های کمتر

    • چهره
    • (بوم شناسی - تعدیل و تغییر ظاهر یا ساختار هر زیست گروه) رخساره گردانی
    • (زمین شناسی - ویژگی های سنگ که آنرا از نظر ظاهر و ساختار از سنگ های دیگر مشخص می کند) سنگ رخ
    • (ظاهر یا جنبه یا ویژگی هر چیز) سیما
    • (پزشکی - ظاهر چهره که نشانگر بیماری یا حالت خاص باشد) رخساره
    • برون نما
    • حالت صورت
    • دگرسانی رخساره
    • رخ جاور
    • سنگ رخساره
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " facies " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "facies" با ترجمه به فارسی

  • (لاتین) در نظر اول · با یک نظر · براهین فطری · در نظر اول · در وهله ی اول · ظاهر امر · پیش از بررسی
  • (حقوق) مدرک به ظاهر قاطع · مدرک محمول بر صحت
اضافه کردن

ترجمه های "facies" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه