ترجمه "favourite" به فارسی

سوگلی, محبوب, همنشین بهترین ترجمه های "favourite" به فارسی هستند.

favourite adjective verb noun دستور زبان

(UK, Canada) Preferred or liked above all others (unless qualified.) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوگلی

    person who is preferred or trusted above all others [..]

    'whether, when you talk about favourites, you showed proper respect to me?

    هنگامی که از سوگلی و نورچشمی صحبت کردی، به من اسائة ادب نمودی.

  • محبوب

    noun

    It's the parting from her old playfellow and friend her favourite cousin that has done this.

    بهواسطة مفارقت از دوست دوران کودکی و همبازی و پسرخالة محبوب خود اینطور شده است.

  • همنشین

  • ترجمه های کمتر

    • شخص مقرب
    • کسی یاچیزی که طرف توجه باشد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " favourite " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "favourite" با ترجمه به فارسی

  • تبعیض · تمیز · حمایت زیادیابی جهت · طرفداری · همراهی باکسیکه طرف توجه است
  • ترجمه همزمان
  • تبعیض · تمیز · حمایت زیادیابی جهت · طرفداری · همراهی باکسیکه طرف توجه است
اضافه کردن

ترجمه های "favourite" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه