ترجمه "favoured" به فارسی

التفات یافته, طرف توجه, مقبول بهترین ترجمه های "favoured" به فارسی هستند.

favoured adjective verb دستور زبان

treated or regarded with partiality [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • التفات یافته

  • طرف توجه

  • مقبول

    You see, the favoured here are highlighted?

    مي بيني ، فرد مقبول رو اسمش رو جدا کردن ؟

  • موردمساعدت

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " favoured " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "favoured" با ترجمه به فارسی

  • خوبی · سازگاری · مساعدبودن · مطلوبیت
  • امیدبخش · خجسته · خوب · درخور · سازگار · مساعد · مطلوب · موافق · همراه
  • بطورمساعدیامطلوب
  • (انگلیس) رجوع شود به favor · احسان · التفات · خدمات · خدمت · لطف، کمک، خدمت
  • مساعدت کننده · نیکخواه · همراهی کننده · یاری کننده
  • خوش قیافه
  • تصویب · موافقت
  • ناحيه كمتر توجهشده · نواحي حاشيهاي · نواحي در حال توسعه · نواحي كمدرآمد · نواحي مشكلدار · نواحی کمتر توجهشده
اضافه کردن

ترجمه های "favoured" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه