ترجمه "favour" به فارسی

خدمت, احسان, التفات بهترین ترجمه های "favour" به فارسی هستند.

favour verb noun دستور زبان

A piece of help, usually to be repaid [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خدمت

    noun

    I executed, at the request of your good mistress, a small commission in your favour

    به دستور ارباب بسیار مهربان شما خدمت کوچکی را در حق شما انجام دادم.

  • احسان

    noun

    for the evident unwillingness to drop the reed for any but me showed that it was for me the favour was intended.

    چون با رها نکردن عصا جز به هنگام نزدیک رفتن من به صراحت فهمانده بودند که این احسان تنها در حق من میشود.

  • التفات

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • لطف، کمک، خدمت
    • خدمات
    • (انگلیس) رجوع شود به favor
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " favour " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "favour" با ترجمه به فارسی

  • خوبی · سازگاری · مساعدبودن · مطلوبیت
  • امیدبخش · خجسته · خوب · درخور · سازگار · مساعد · مطلوب · موافق · همراه
  • بطورمساعدیامطلوب
  • التفات یافته · طرف توجه · مقبول · موردمساعدت
  • مساعدت کننده · نیکخواه · همراهی کننده · یاری کننده
  • خوش قیافه
  • تصویب · موافقت
  • ناحيه كمتر توجهشده · نواحي حاشيهاي · نواحي در حال توسعه · نواحي كمدرآمد · نواحي مشكلدار · نواحی کمتر توجهشده
اضافه کردن

ترجمه های "favour" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه