ترجمه "favourable" به فارسی

مطلوب, مساعد, موافق بهترین ترجمه های "favourable" به فارسی هستند.

favourable adjective دستور زبان

pleasing, encouraging or approving [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مطلوب

    Winning doesn't always mean getting a favourable verdict.

    برنده شدن همیشه به معنیِ... رای مطلوب گرفتن تو محاکمه نیست.

  • مساعد

    You mean to return a favourable answer, I collect.

    انگار تو میخواهی جواب مساعد بدهی، درست است؟

  • موافق

    adjective

    and began to remember how he had always favoured the Arab revolt.

    و اکنون به خاطر میآورد که چگونه او با قیام اعراب موافق بوده.

  • ترجمه های کمتر

    • خوب
    • خجسته
    • امیدبخش
    • سازگار
    • درخور
    • همراه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " favourable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "favourable" با ترجمه به فارسی

  • خوبی · سازگاری · مساعدبودن · مطلوبیت
  • بطورمساعدیامطلوب
  • (انگلیس) رجوع شود به favor · احسان · التفات · خدمات · خدمت · لطف، کمک، خدمت
  • التفات یافته · طرف توجه · مقبول · موردمساعدت
  • مساعدت کننده · نیکخواه · همراهی کننده · یاری کننده
  • خوش قیافه
  • تصویب · موافقت
  • ناحيه كمتر توجهشده · نواحي حاشيهاي · نواحي در حال توسعه · نواحي كمدرآمد · نواحي مشكلدار · نواحی کمتر توجهشده
اضافه کردن

ترجمه های "favourable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه