ترجمه "favourably" به فارسی
بطورمساعدیامطلوب ترجمه "favourably" به فارسی است.
favourably
adverb
دستور زبان
(UK, Canada) In a favourable manner. [..]
-
بطورمساعدیامطلوب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " favourably " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "favourably" با ترجمه به فارسی
-
خوبی · سازگاری · مساعدبودن · مطلوبیت
-
امیدبخش · خجسته · خوب · درخور · سازگار · مساعد · مطلوب · موافق · همراه
-
(انگلیس) رجوع شود به favor · احسان · التفات · خدمات · خدمت · لطف، کمک، خدمت
-
التفات یافته · طرف توجه · مقبول · موردمساعدت
-
مساعدت کننده · نیکخواه · همراهی کننده · یاری کننده
-
خوش قیافه
-
تصویب · موافقت
-
ناحيه كمتر توجهشده · نواحي حاشيهاي · نواحي در حال توسعه · نواحي كمدرآمد · نواحي مشكلدار · نواحی کمتر توجهشده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن