ترجمه "favourableness" به فارسی
مساعدبودن, مطلوبیت, سازگاری بهترین ترجمه های "favourableness" به فارسی هستند.
favourableness
noun
دستور زبان
The state or condition of being favourable. [..]
-
مساعدبودن
-
مطلوبیت
-
سازگاری
The air of the New World seems favourable to the art of declamation.
حال و هوای دنیای جدید به نظر با هنر سخنوری سازگاری دارد.
-
خوبی
Rochester has, on the whole, had a favourable day for his journey.
امروز آقای راچستر برای مسافرت روز خوبی داشته.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " favourableness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "favourableness" با ترجمه به فارسی
-
امیدبخش · خجسته · خوب · درخور · سازگار · مساعد · مطلوب · موافق · همراه
-
بطورمساعدیامطلوب
-
(انگلیس) رجوع شود به favor · احسان · التفات · خدمات · خدمت · لطف، کمک، خدمت
-
التفات یافته · طرف توجه · مقبول · موردمساعدت
-
مساعدت کننده · نیکخواه · همراهی کننده · یاری کننده
-
خوش قیافه
-
تصویب · موافقت
-
ناحيه كمتر توجهشده · نواحي حاشيهاي · نواحي در حال توسعه · نواحي كمدرآمد · نواحي مشكلدار · نواحی کمتر توجهشده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن