ترجمه "fiduciary" به فارسی

امین, امانتی, ایرمانی بهترین ترجمه های "fiduciary" به فارسی هستند.

fiduciary adjective noun دستور زبان

(law) One who holds a thing in trust for another; a trustee. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • امین

    adjective noun
  • امانتی

    noun
  • ایرمانی

  • ترجمه های کمتر

    • بابک
    • بابکی
    • زینهاردار
    • زینهاری
    • سرپرستانه
    • قیومیتی
    • معتمد
    • اعتمادی
    • (به ویژه در مورد پول بی پشتوانه و غیره) به خاطر اعتماد (به دولت یا صادر کننده)
    • (وابسته به نگهداری چیزی به طور امانتی یا به عنوان قیم یا امین) امانتی
    • امانتدار، امین
    • سپرده ای
    • سپرده دار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fiduciary " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fiduciary" با ترجمه به فارسی

  • وام شرافتی، وام بدون تضمین
  • حساب مستقل برای وجوه امانی، وجوه امانتی
  • روابط امانتدارانه، روابط مربوط به امین تَرَکه
  • حسابداری امانی، حسابداری سپرده ها و امانات قیمومیت
اضافه کردن

ترجمه های "fiduciary" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه