ترجمه "fitter" به فارسی
تعمیرکار, فیتر, جامه پرداز (خیاطی که لباس را تعمیر و اصلاح می کند) بهترین ترجمه های "fitter" به فارسی هستند.
fitter
noun
adjective
دستور زبان
comparative form of fit [..]
-
تعمیرکار
-
فیتر
noun -
جامه پرداز (خیاطی که لباس را تعمیر و اصلاح می کند)
-
مکانیک (به ویژه کسی که ماشین آلات را نصب یا تعمیر می کند یا لوله کشی می کند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fitter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fitter" با ترجمه به فارسی
-
لوله کش · مکانیک لوله کشی
-
لوله کش گاز · کسی که کارش کشیدن لوله ی گاز و تعمیر لوازم گازی است
اضافه کردن مثال
اضافه کردن