ترجمه "fitment" به فارسی
وسایل, تجهیزات, لوازم بهترین ترجمه های "fitment" به فارسی هستند.
fitment
noun
دستور زبان
(archaic) Something that suits or fits. [..]
-
وسایل
-
تجهیزات
-
لوازم
noun
-
ترجمه های کمتر
- (انگلیس) لوازم
- اجزای هر چیز
- بخش های مجزا شدنی هر چیز
- وسایل نصب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fitment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن