ترجمه "fitly" به فارسی

به طرز شایسته, به طور مناسب, به هنگام بهترین ترجمه های "fitly" به فارسی هستند.

fitly adverb دستور زبان

In a fit manner; suitably; properly; commodiously; conveniently. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • به طرز شایسته

  • به طور مناسب

  • به هنگام

  • در وقت مناسب

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fitly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "fitly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه