ترجمه "forcing" به فارسی
اجبار, پیشرسانی, پیشرسانی محصول بهترین ترجمه های "forcing" به فارسی هستند.
forcing
noun
verb
دستور زبان
(horticulture) The art of raising plants at an earlier season than is normal, especially by using a hotbed [..]
-
اجبار
nounFor a second time his king is forced to flee.
برای دومین بار، او به اجبار فرار میکند.
-
پیشرسانی
-
پیشرسانی محصول
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " forcing " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "forcing" با ترجمه به فارسی
-
پیشرسانی · پیشرسانی محصول
-
نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا · نیروی هوایی ایالات متحده ی امریکا
-
نقشهای نیروی کار
-
(فیزیک) نیروهای وندروالز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن