ترجمه "forcibly" به فارسی

بزور, باتاکید, باجبار بهترین ترجمه های "forcibly" به فارسی هستند.

forcibly adverb

in a forcible manner [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بزور

    God’s covenant people had been forcibly taken from their homeland and now were languishing in captivity in Babylon.

    قوم عهد خدا بزور از وطن خود بیرون رانده شده، و در بابل طعم تلخ اسارت را میچشیدند.

  • باتاکید

  • باجبار

  • ترجمه های کمتر

    • عنفا
    • موثرانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " forcibly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "forcibly" با ترجمه به فارسی

  • به زور · به عنف · خشونت آمیز · رجوع شود به forceful · زوری · عدوانی · فرنودین · قانع کننده · قهری · مستدل · موثر · پرفرنود
اضافه کردن

ترجمه های "forcibly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه