ترجمه "forceps" به فارسی

فورسپس, پنس, انبرک بهترین ترجمه های "forceps" به فارسی هستند.

forceps noun دستور زبان

An instrument used in surgery or medical procedures for grasping and holding objects, similar to tongs or pincers. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فورسپس

    Down in the hole, lingeringly, the grave digger puts on the forceps.

    اون پايين ، توي حفره ، گورکن به آرامي ما رو با فورسپس مي گيره.

  • پنس

    noun
  • انبرک

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • ماشه
    • (جراحی و دندان پزشکی) انبرک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " forceps " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "forceps"

اضافه کردن

ترجمه های "forceps" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه