ترجمه "forceful" به فارسی
قوی, موثر, کاری بهترین ترجمه های "forceful" به فارسی هستند.
forceful
adjective
دستور زبان
With assertive force; powerful. [..]
-
قوی
adjectiveCapable of producing great physical force.
I caught glimpses of a battle with forces greater than our own.
من یک نظر جنگ با نیروهای قوی تر از خودمان را دیدم.
-
موثر
that'll be the driving force to beat han and win this war
و باعث ميشه ضربات موثر تري رو به ارتش هان بزنند و پيروز جنگ باشند
-
کاری
If we did that, the demons would attack in great and unmerciful force and we'd all perish.
اگر کاری کنیم، شیاطین با نیرویی بزرگ و بی رحم بر ما حمله میکنند و همهمان کشته میشویم.
-
ترجمه های کمتر
- نیرومند
- باورانگیز
- جدی، جانانه، محکم، استوار
- پرزور
- زورمند
- (مجازی) موثر
- هنایش گر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " forceful " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "forceful" با ترجمه به فارسی
-
پیشرسانی · پیشرسانی محصول
-
نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا · نیروی هوایی ایالات متحده ی امریکا
-
نقشهای نیروی کار
-
(فیزیک) نیروهای وندروالز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن