ترجمه "forcible" به فارسی
موثر, عدوانی, فرنودین بهترین ترجمه های "forcible" به فارسی هستند.
forcible
adjective
دستور زبان
Able to be forced. [..]
-
موثر
-
عدوانی
-
فرنودین
-
ترجمه های کمتر
- پرفرنود
- زوری
- قهری
- مستدل
- به زور
- به عنف
- خشونت آمیز
- رجوع شود به forceful
- قانع کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " forcible " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "forcible" با ترجمه به فارسی
-
باتاکید · باجبار · بزور · عنفا · موثرانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن