ترجمه "forgetful" به فارسی
بی توجه, شورتی, قصورگر بهترین ترجمه های "forgetful" به فارسی هستند.
forgetful
adjective
دستور زبان
unable to remember things well; liable to forget. [..]
-
بی توجه
adjective -
شورتی
-
قصورگر
-
ترجمه های کمتر
- (شعر قدیم) فراموشی آور
- بی دقت
- غفلت کار
- فراموش کار
- کم حافظه
- کم یاد و هوش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " forgetful " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "forgetful" با ترجمه به فارسی
-
از خودگذشته · در فکر دیگران (نه خود) · نوع دوست
-
فراموش کردن · فراموشکاری · فراموشی
-
فراموشم مکن آبزی
-
رسن · ریسمان · طناب
-
شلیک و بعد هیچ
-
از یاد بردن · ازیاد بردن · فراموش کاری کردن · فراموش کردن · نادیده گرفتن
-
منحنی فراموشی
-
اختراع کننده · اختراعی · دارای هوش اختراع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن