ترجمه "forgetfulness" به فارسی
فراموشی, نسیان, غفلت بهترین ترجمه های "forgetfulness" به فارسی هستند.
forgetfulness
noun
دستور زبان
Loss of remembrance or recollection; a ceasing to remember; oblivion. [..]
-
فراموشی
nounBanda was right. He would have to forget about it.
با ندا درست میگفت او باید این موضوع را به فراموشی میسپرد.
-
نسیان
Your majesty is free to forget or to remember, as it pleases you; and I know not what you mean, said D'Artagnan, bowing.
علیا حضرت شما در تذکر و نسیان مختارند، اما من نمیدانم که چه مقصود دارند از این فرمایشات.
-
غفلت
His own forgetfulness of her was worse than anything which they had done.
غفلت خودش بدتر از کار آنها بود.
-
فراموش کاری
It is not in your nature to forget them.
چون فراموش کاری در سرشت شما نیست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " forgetfulness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "forgetfulness" با ترجمه به فارسی
-
از خودگذشته · در فکر دیگران (نه خود) · نوع دوست
-
فراموش کردن · فراموشکاری · فراموشی
-
فراموشم مکن آبزی
-
رسن · ریسمان · طناب
-
شلیک و بعد هیچ
-
از یاد بردن · ازیاد بردن · فراموش کاری کردن · فراموش کردن · نادیده گرفتن
-
منحنی فراموشی
-
اختراع کننده · اختراعی · دارای هوش اختراع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن