ترجمه "forgetive" به فارسی

اختراعی, اختراع کننده, دارای هوش اختراع بهترین ترجمه های "forgetive" به فارسی هستند.

forgetive adjective دستور زبان

inventive; productive; capable

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اختراعی

  • اختراع کننده

  • دارای هوش اختراع

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " forgetive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "forgetive" با ترجمه به فارسی

  • از خودگذشته · در فکر دیگران (نه خود) · نوع دوست
  • فراموش کردن · فراموشکاری · فراموشی
  • فراموشم مکن آبزی
  • رسن · ریسمان · طناب
  • شلیک و بعد هیچ
  • از یاد بردن · ازیاد بردن · فراموش کاری کردن · فراموش کردن · نادیده گرفتن
  • منحنی فراموشی
  • (شعر قدیم) فراموشی آور · بی توجه · بی دقت · شورتی · غفلت کار · فراموش کار · قصورگر · کم حافظه · کم یاد و هوش
اضافه کردن

ترجمه های "forgetive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه