ترجمه "frictionally" به فارسی

از طریق اصطکاک, با سایش بهترین ترجمه های "frictionally" به فارسی هستند.

frictionally adverb دستور زبان

In terms of friction

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • از طریق اصطکاک

  • با سایش

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " frictionally " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "frictionally" با ترجمه به فارسی

  • جوشکاری اصطکاکی
  • (مکانیک - مقاومت دو سطح در حال حرکت که با هم تماس دارند) همسایش · اختلاف · اختلاف نظر · اصطکاک · برخورد · حساسیت · سایش · مالش · ناسازگاری (به خاطر اختلاف عقیده یا خلق و خو و غیره) · همسایی · چکمان
  • بیکاری اصطکاکی · بیکاری عارض، بیکاری اصطکاکی
  • جوشکاری اصطکاکی اغتشاشی
  • (مکانیک) کلاچ سایشی · کلاچ اصطکاکی
  • کبریت (کبریت کشیدنی یا سایشی)
  • اصطکاکی · سایشی · مالشی · همسایشی
  • کشش
اضافه کردن

ترجمه های "frictionally" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه