ترجمه "frostbite" به فارسی
شجام, شجیدن, يخزدگي بهترین ترجمه های "frostbite" به فارسی هستند.
frostbite
verb
noun
دستور زبان
The freezing, or effect of a freezing, of some part of the body. [..]
-
شجام
the freezing of some part of the body
-
شجیدن
to expose to the effect of frost
-
يخزدگي
-
ترجمه های کمتر
- یخزدگی
- سرمازدگی
- (پزشکی - تباهی بافت بدن به ویژه پوست در اثر سرما) سرما زدگی
- آسيب سرما
- آسيب يخبندان
- خسارت يخ
- خسارت یخبندان
- زيان يخزدن
- سرما زده کردن
- سرما مرده کردن
- سرما مردگی
- سوختگي يخي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " frostbite " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "frostbite"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن