ترجمه "gloomy" به فارسی

افسرده, تاریک, دژم بهترین ترجمه های "gloomy" به فارسی هستند.

gloomy adjective دستور زبان

Imperfectly illuminated; dismal through obscurity or darkness; dusky; dim; clouded. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • افسرده

    adjective

    He looked verydistrait and gloomy the marked prison pallor having long since settled on his face.

    چهرهاش پریشان و افسرده بود آژند زندان از مدتها پیش در صورتش دیده میشد.

  • تاریک

    adjective

    His house is gloomy, and there is a secret in it.

    خانه وی تاریک و مغموم و کسالت انگیز است و گوئی سری در آن نهفته است.

  • دژم

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • تاريك
    • تیره
    • دلگیر
    • محزون
    • دلخور
    • دلسرد
    • نژند
    • پکر
    • ابری و کم نور
    • با جبین درهم
    • تسلی ناپذیر
    • حزن آور
    • دل افسرده
    • دل افسردگی
    • دل شکسته
    • دلتنگ کننده
    • سوت و کور
    • غم فزا
    • غمگین کننده
    • ملالت انگیز
    • نیمه تاریک
    • پر اندوه
    • پریشان کننده
    • گرفته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gloomy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gloomy" با ترجمه به فارسی

  • افسردگی · تاریکی · تیرگی · دلتنگی
  • افسردگی · تاریکی · تیرگی · دلتنگی
اضافه کردن

ترجمه های "gloomy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه