ترجمه "gloominess" به فارسی

دلتنگی, افسردگی, تاریکی بهترین ترجمه های "gloominess" به فارسی هستند.

gloominess noun دستور زبان

The state or condition of being gloomy. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دلتنگی

    noun
  • افسردگی

    noun

    his eyes in gloomy abstraction sought the ground and looked about him in the old way.

    چشمانش، در پریشان حالی و افسردگی، دیگر بار به کاویدن زمین دور و بر خویش میپرداخت.

  • تاریکی

    noun

    Thenardier seemed to be absorbed in gloomy reflections, the prisoner did not stir.

    تناردیه مثل این بود که در تفکرات تاریکی غوطهور است.

  • تیرگی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gloominess " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gloominess" با ترجمه به فارسی

  • ابری و کم نور · افسرده · با جبین درهم · تاريك · تاریک · تسلی ناپذیر · تیره · حزن آور · دل افسرده · دل افسردگی · دل شکسته · دلتنگ کننده · دلخور · دلسرد · دلگیر · دژم · سوت و کور · غم فزا · غمگین کننده · محزون · ملالت انگیز · نژند · نیمه تاریک · پر اندوه · پریشان کننده · پکر · گرفته
  • ابری و کم نور · افسرده · با جبین درهم · تاريك · تاریک · تسلی ناپذیر · تیره · حزن آور · دل افسرده · دل افسردگی · دل شکسته · دلتنگ کننده · دلخور · دلسرد · دلگیر · دژم · سوت و کور · غم فزا · غمگین کننده · محزون · ملالت انگیز · نژند · نیمه تاریک · پر اندوه · پریشان کننده · پکر · گرفته
اضافه کردن

ترجمه های "gloominess" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه