ترجمه "gloomful" به فارسی
تیره ترجمه "gloomful" به فارسی است.
gloomful
adjective
دستور زبان
(archaic or poetic) gloomy [..]
-
تیره
adjectiveRustic trees, your dark branches shed gloom and melancholy upon me.
درختان دهکده! شاخههای تیره شما ظلمت و افسردگی را بر من میافکند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gloomful " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "gloomful" با ترجمه به فارسی
-
اخم · تیره · سیمای عبوس
-
(هوا) تیره شدن · آدرنگ · آسمان ابری · ابهام · افسرده بودن · افسردگی · اندوه · بیغوله · تاریک کردن · تاریکی · ترشرویی کردن · تیرگی · دل تنگی · دلتنگی · دلخور بودن · دلگیر شدن · سایه سرا · ظلمات · محل تاریک · مز گه · ملول بودن · نومیدی · نژندی · کم نوری · گرفته شدن · گرفتگی
-
(هوا) تیره شدن · آدرنگ · آسمان ابری · ابهام · افسرده بودن · افسردگی · اندوه · بیغوله · تاریک کردن · تاریکی · ترشرویی کردن · تیرگی · دل تنگی · دلتنگی · دلخور بودن · دلگیر شدن · سایه سرا · ظلمات · محل تاریک · مز گه · ملول بودن · نومیدی · نژندی · کم نوری · گرفته شدن · گرفتگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن