ترجمه "gloomily" به فارسی

باافسردگی, بطورتیره, باسیمای تیره بهترین ترجمه های "gloomily" به فارسی هستند.

gloomily adverb دستور زبان

In a gloomy manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • باافسردگی

  • بطورتیره

  • باسیمای تیره

  • باقیافه افسرده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gloomily " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "gloomily" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه