ترجمه "glooming" به فارسی

اخم, تیره, سیمای عبوس بهترین ترجمه های "glooming" به فارسی هستند.

glooming noun adjective verb دستور زبان

Present participle of gloom. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اخم

    Old Hilda was glooming behind the teapot, in her usual state of alarm and dismay

    هیلدای پیر، پشت اجاق اخم کنان ایستاده بود، با همان حالت معمول هشداردهنده،

  • تیره

    adjective

    Rustic trees, your dark branches shed gloom and melancholy upon me.

    درختان دهکده! شاخههای تیره شما ظلمت و افسردگی را بر من میافکند.

  • سیمای عبوس

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " glooming " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "glooming" با ترجمه به فارسی

  • تیره
  • (هوا) تیره شدن · آدرنگ · آسمان ابری · ابهام · افسرده بودن · افسردگی · اندوه · بیغوله · تاریک کردن · تاریکی · ترشرویی کردن · تیرگی · دل تنگی · دلتنگی · دلخور بودن · دلگیر شدن · سایه سرا · ظلمات · محل تاریک · مز گه · ملول بودن · نومیدی · نژندی · کم نوری · گرفته شدن · گرفتگی
  • (هوا) تیره شدن · آدرنگ · آسمان ابری · ابهام · افسرده بودن · افسردگی · اندوه · بیغوله · تاریک کردن · تاریکی · ترشرویی کردن · تیرگی · دل تنگی · دلتنگی · دلخور بودن · دلگیر شدن · سایه سرا · ظلمات · محل تاریک · مز گه · ملول بودن · نومیدی · نژندی · کم نوری · گرفته شدن · گرفتگی
اضافه کردن

ترجمه های "glooming" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه