ترجمه "gloom" به فارسی

تیرگی, تاریکی, اندوه بهترین ترجمه های "gloom" به فارسی هستند.

gloom verb noun دستور زبان

darkness, dimness or obscurity. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تیرگی

    noun

    It gnashes and whispers, completing the gloom with mystery.

    دندان بر هم میفشارد و نجوی میکند، و در آن حال، تیرگی را با معما تکمیل میکند.

  • تاریکی

    noun

    Nostromo, as if affected by the gloom around, seemed nervously resentful.

    نوسترومو انگار تحت تأثیر تاریکی اطراف عصبی و پر از انزجار شده بود.

  • اندوه

    noun

    he would fall into a gloom of an uneasy kind and get up and

    در اندوه و پریشانی فرو میرفت و برمیخواست و

  • ترجمه های کمتر

    • افسردگی
    • دلتنگی
    • گرفتگی
    • ظلمات
    • ابهام
    • نومیدی
    • آدرنگ
    • نژندی
    • بیغوله
    • (هوا) تیره شدن
    • آسمان ابری
    • افسرده بودن
    • تاریک کردن
    • ترشرویی کردن
    • دل تنگی
    • دلخور بودن
    • دلگیر شدن
    • سایه سرا
    • محل تاریک
    • مز گه
    • ملول بودن
    • کم نوری
    • گرفته شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gloom " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Gloom
+ اضافه کردن

"Gloom" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Gloom در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "gloom" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "gloom" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه