ترجمه "grater" به فارسی
رنده, رنده (برای ریز کردن خیار و پنیر و غیره), پنجره آهنی بهترین ترجمه های "grater" به فارسی هستند.
grater
noun
دستور زبان
A tool with which one grates, especially cheese, to facilitate getting small particles or shreds off a solid lump. [..]
-
رنده
nounA tool with which one grates
of its being roughened by needlework, like a pocket nutmeg grater.
که بر اثر خیاطی و کار با سوزن، مثل رنده،خشن و سخت شده است.
-
رنده (برای ریز کردن خیار و پنیر و غیره)
-
پنجره آهنی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grater " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "grater"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن