ترجمه "hasten" به فارسی
عجله کردن, شتاباندن, شتابیدن بهترین ترجمه های "hasten" به فارسی هستند.
hasten
verb
دستور زبان
To move in a quick fashion. [..]
-
عجله کردن
verb -
شتاباندن
Hastening family history and temple work in our day is essential for the salvation and exaltation of families.
شتاباندن تاریخچۀ خانواده و انجام مراسم معبد از ضروریات زندگی برای رستگاری خانواده در زمان ما ست.
-
شتابیدن
-
ترجمه های کمتر
- شتافتن
- با عجله انجام دادن
- به عجله انداختن
- تسریع کردن
- زود رفتن
- شتاب گرفتن
- شتابزدگی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hasten " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن