ترجمه "hastener" به فارسی

عجول, شتاب کننده بهترین ترجمه های "hastener" به فارسی هستند.

hastener noun دستور زبان

Agent noun of hasten; one who hastens. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عجول

    adjective
  • شتاب کننده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hastener " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hastener" با ترجمه به فارسی

  • با عجله انجام دادن · به عجله انداختن · تسریع کردن · زود رفتن · شتاب گرفتن · شتاباندن · شتابزدگی کردن · شتابیدن · شتافتن · عجله کردن
اضافه کردن

ترجمه های "hastener" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه