ترجمه "helper" به فارسی
کمک, یاور, دستیار بهترین ترجمه های "helper" به فارسی هستند.
helper
noun
دستور زبان
One who helps; an aide. [..]
-
کمک
nounBut I couldn't have managed without my helper.
اما من بدون کمک از پسش بر نميومدم.
-
یاور
noun▪ Be of Good Courage—Jehovah Is Your Helper!
▪ دلیر باش یَهُوَه یاور توست!
-
دستیار
nounShannon mentioned briefly that he had been given a contract and there was room for four helpers.
شانون مختص را اشاره نمود که قراردادی به او سپرده شده و برای چهار دستیار جا دارد.
-
ترجمه های کمتر
- مددکار
- معاون
- یاری
- بردست
- زاور
- نیکوکار
- مدد
- واقف
- بانی خیر
- صاحب خیر
- ولی نعمت
- کمک کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " helper " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "helper" با ترجمه به فارسی
-
(عامیانه) مستراح پاک کن · لوله گشا · مکینه ی لاستیکی · پیستون
-
خدمات یاریگر مزرعه
-
مشاور کیفیت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن