ترجمه "helpful" به فارسی

مفید, سودمند, دستگیر بهترین ترجمه های "helpful" به فارسی هستند.

helpful adjective دستور زبان

Furnishing help; giving aid; useful. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مفید

    adjective

    You attract people into your life who can help you with advice and introductions.

    کسانی را به زندگی خود جلب میکنید که میتوانند به شما توصیههای مفید و قدرتمند بدهند.

  • سودمند

    adjective

    We don't know what details might be helpful.

    نمیدونیم چه اطلاعاتی ممکنه سودمند باشه

  • دستگیر

  • ترجمه های کمتر

    • مفید و خوب
    • کمک کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " helpful " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "helpful" با ترجمه به فارسی

  • (با: up یا down یاin یا into و غیره) در انجام کاری کمک کردن · (مشتریان و غیره را) خدمت گذاری کردن · komak · امداد · امداد کردن · بردست · به درد خوردن · ترویج کردن · تسهیل کردن · جلوگیری کردن · حمایت کردن · خودداری کردن · درمان · درمان کردن · دستگیری کردن · دستیار · دستیاری · راهنما · راهنمایی و فروشندگی کردن · رسیدگی · زاوری · سود · سودمند بودن · مدد · مددکردن · مساعدت · مستخدم · معاون · مفید بودن · مواظبت · میسر کردن · نوكر · نوکر · وردست · پایمردی · پایمردی کردن · چاره · چاره کردن · کارگر کشتزار · کلفت · کمک · کمک کردن · کمکی · گزیر · یاری · یاری دادن · یاری کردن · یاور · یاوری
  • هر ذره آن غنیمت است
  • امامزاده ابراهیم علیه السلام از فرزندان حضرت امام موسی بن جعفر الکاظم علیه الصلوه و السلام است است که در دورانی که حضرت امام رضا علیه الصلوه و السلام در خراسان اقامت داشتند با جمعی از مردان ب
  • (خوراک) پرس · امدادگر · امدادگری · دادن کمک · وعده · کمک · کمک کننده
  • استخاره
  • حساس به مفهوم
  • سودمندی · کمک بخشی
  • راهنما
اضافه کردن

ترجمه های "helpful" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه