ترجمه "immission" به فارسی
ادخال, تزریق, دخول بهترین ترجمه های "immission" به فارسی هستند.
immission
noun
دستور زبان
The act of immitting; injection or infusion. [..]
-
ادخال
-
تزریق
-
دخول
-
ترجمه های کمتر
- آلودگی
- آلودگي كشاورزي
- آلودگي محيط زيست
- داخل سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " immission " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن